آغازی دوباره
- پست شده در شخصی
- نظرات ۲۵

یادش بخیر ، زمان چقدر زود می گذره . حدودا سه سال پیش دقیقا در چنین روزی بود که آخرین مطلب وبلاگم رو نوشتم . یادم میاد دقیقا اون روز ، مثل همین امروز تولدم بود و ضمنا خبر قبولی در دانشگاه رو هم دقیقا در همون روز گرفته بودم . خلاصه که کلی برای خودم خوشحال بودم . پروژه های بسیاری اون موقع سرم ریخته بود و ضمنا تصمیماتی هم برای آینده ام گرفته بودم که نهایتا موجب شد احساس کنم ، از زمانی که برای وبلاگ نویسی صرف می کنم می تونم به نحو بهتری استفاده کنم و خلاصه این شد که تصمیم گرفتم وبلاگم رو تعطیل کنم . از اون زمان خیلی میگذره و خب به خیلی از چیز هایی که توی ذهنم بود رسیدم و می تونم بگم از سه سالی که گذشت بسیار راضی بودم . در طول این زمان هم مثل هر آدم دیگه ای ، دنبال هدف های جدیدی بودم که خب می تونم بگم الان وسط راه به تحقق رسوندن اونها هستم . با توجه به تجربه های پیشین ام در وبلاگ نویسی فکر می کنم ، وبلاگ نویسی و انتقال معلومات خودم به سایرین و جذب معلومات سایرین از جمله قدم های لازم برای رسیدن به هدف های جدیدم باشه . از طرفی بدلیل اینکه این چند وقت یک برنامه دقیق برای زمانبندی کارهام داشتم ، در حال حاضر براحتی می تونم روزانه زمانی رو به وبلاگ نویسی اختصاص بدم . البته این دفعه تصمیم دارم که توی وبلاگم از مسائل روز و آلودگی هوا ننویسم و بیشتر مطالب و محتوای این وبلاگ رو به سمت محتوای مرتبط با برنامه نویسی و شبکه های کامپیوتری و تکنولوژی های مرتبط با اونها سوق بدم . ولی برای اینکه آرزو به دل نمونم جدا چقدر هوا کثیف این روزا ! خب چون دلیلی نمی بینم که بیشتر از این وقت خودتون رو به خوندن این مطلب نچندان جالب اختصاص بدید ، این مطلب رو همینجا تموم می کنم و اعلام می کنم بچه جدیدم در تاریخ سی و یک تیر ماه هشتاد و هشت بدنیا آمد .

